فناوری اصلی: بهینهسازی هندسه و اپتیک زاویهسنج در پراشسنجهای پودری
2026-02-03 09:17انتخاب هندسهی زاویهسنج و بهینهسازی سیستم نوری، فناوریهای اصلی برای بهبود کیفیت دادههای پراش در پراشسنجهای پودری هستند. طراحی آنها باید بین راندمان فوکوس، وضوح و راحتی عملیاتی تعادل برقرار کند.
هندسه براگ-برنتانو (BB) پیکربندی غالب گونیومتر است. این هندسه از طریق چرخش همزمان یک نمونه مسطح و آشکارساز با نسبت سرعت زاویهای 2:1، شرایط پارافوکوس را فراهم میکند. شعاع دایره فوکوس در این هندسه با زاویه پراش تغییر میکند. در حالی که مرکز نمونه دقیقاً روی دایره فوکوس قرار دارد، نواحی نزدیک لبهها منحرف میشوند و منجر به مقداری واگرا شدن میشوند. با این حال، با کنترل واگرایی پرتو فرودی (مثلاً با استفاده از شکافهای واگرایی خودکار قابل برنامهریزی)، میتوان شدت بالا را در موقعیتهای پیک پراش حفظ کرد و در عین حال سطح تابش شده و وضوح را متعادل ساخت. برای نمونههایی با اشکال پیچیده (مثلاً ریشه دندانه چرخدنده، اجزای منحنی)، هندسه استاندارد BB میتواند به دلیل اثرات جذب، دچار تغییر زاویه پراش و اعوجاج شدت شود. در اینجا، روش شیب جانبی (یاψشیب) اعمال میشود. با چرخاندن نمونه حول محور افقی (عمود بر صفحه پراش)، زاویه بین پرتو فرودی و عمود بر صفحه پراش تغییر میکند. این امر اثرات جذب را بدون تغییر هندسه پراش جبران میکند و دقت اندازهگیری را برای پراش با زاویه کم به طور قابل توجهی بهبود میبخشد. این تکنیک به ویژه برای تجزیه و تحلیل تنش پسماند با عمق تفکیک شده ارزشمند است.

بهینهسازی سیستم نوری بر ارتقاء و پیکربندی هوشمندانه ماژولهای مسیر پرتو تمرکز دارد. تنظیمات سنتی BB برای کنترل واگرایی درون صفحهای (افقی) به شکافهای واگرایی (DS) و شکافهای گیرنده (RS) متکی هستند. ابزارهای مدرن به طور گسترده از شکافهای سولر استفاده میکنند.—آرایههایی از فویلهای فلزی موازی—برای محدود کردن زاویه واگرایی محوری (عمودی)، معمولاً به کمتر از ۲.۲۶درجهاین امر به طور قابل توجهی اثرات عدم تمرکز و عدم تقارن پیک ناشی از واگرایی محوری را کاهش میدهد. برای افزایش بیشتر وضوح، از اپتیک پرتو موازی (به عنوان مثال، آینههای گوبل مبتنی بر پوششهای چند لایه) به طور گسترده استفاده میشود. این سیستمها پرتو اشعه ایکس فرودی را موازی میکنند و پرتوهای واگرا را به یک پرتو بسیار موازی تبدیل میکنند. این امر خطاهای ناشی از جابجایی نمونه یا زبری سطح را از بین میبرد و به طور موثر K را سرکوب میکند.بتداخل تابش و طیف پیوسته (تابش سفید). به عنوان مثال، سیستم نوری TRIO در پراشسنج D8 Discover شرکت Bruker امکان تغییر خودکار بین هندسه BB، هندسه پرتو موازی و مسیرهای تکفامساز با وضوح بالا را فراهم میکند. این انعطافپذیری با نیازهای متنوع آزمایش، از پودرهای درشت و نمونههای میکرو-ناحیه گرفته تا لایههای نازک و لایههای اپیتاکسیال تک کریستالی، سازگار است.

بهینهسازی همافزایی هدف و آشکارساز لوله اشعه ایکس، کلید حذف پسزمینه فلورسانس و افزایش نسبت سیگنال به نویز است. برای نمونههایی که حاوی عناصری مانند مس یا نیکل هستند و فلورسانس قوی تولید میکنند، ماژولهای تخصصی (مثلاً ماژولهای BBHD که فیلترها و اپتیکهای بهینهشده را ترکیب میکنند) میتوانند به طور مؤثر تابش پیوسته و K را فیلتر کنند.بخطوط. برای نمونههایی با آهن، کبالت یا منگنز که تابش K آنها میتواند فلورسانس شدید نمونه را تحریک کند، آشکارسازهای سنتی یک پسزمینه بالا را ثبت میکنند. آشکارسازهای پراکندگی انرژی مانند 1Der، با وضوح انرژی بالا (مثلاً حدود 340 eV)، بین فوتونهای انرژیهای مختلف تمایز قائل میشوند. این امر امکان سرکوب مستقیم سیگنالهای پسزمینه فلورسانس در حوزه انرژی را فراهم میکند و سیگنال پراش خالص را حفظ میکند. یک مثال عملی، تجزیه و تحلیل نمونههای فولادی با استفاده از یک هدف اشعه ایکس کبالت است. پیکهای پراش ضعیف از سمنتیت (Fe)₃ج) اغلب در تنظیمات مرسوم توسط فلورسانس قوی پنهان یا پنهان میشوند. با این حال، ترکیب یک هدف کبالت با یک ماژول BBHD و یک آشکارساز 1Der امکان شناسایی واضح این پیکهای ضعیف را فراهم میکند و به تشخیص حساسیت بالای فازهای کاربید و غلبه بر محدودیتهای تشخیص مسیرهای نوری سنتی برای ماتریسهای پیچیده دست مییابد.
خلاصه، مدرنپراشسنجهای پودری ساخت یک چارچوب اندازهگیری همهکاره از طریق انتخاب هندسه زاویهسنج انعطافپذیر، بهینهسازی سیستم نوری مدولار و طراحی آشکارساز هدف منطبق. کاربرد یکپارچه این فناوریها نه تنها کیفیت و قابلیت اطمینان دادهها را بهبود میبخشد، بلکه دامنه کاربرد و عمق پراش پرتو ایکس را در زمینههایی مانند علم مواد، شیمی، زمینشناسی و بازرسی صنعتی نیز تا حد زیادی گسترش میدهد.